×

هشدار

JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 929

دلنوشته ای برای معلمین عزیز

  • پنج شنبه, 12 ارديبهشت 1392 ساعت 18:22

ریزه نیوز:

به نام خداوندی که فرصت نفس کشیدن داد تا عبرت بگیریم قبل از انکه عبرت شویم

سلام بر رنج و زحمت هایت .سلام بر راهنمای هایت .سلام بر راهت .سلام  بر معلمین عزیز و سلام بر

نام بلند اوازه ات معلم شهید .

بارها شد توصیفت کنم اما قلم و دفتری نیافتم که بتوانند خوبی هایت را در خود جایی دهند .

و امروزفهمیدم که نوشتن معلم کافی است تا همه درکش کنیم، روزهایی را که هیچ نبودیم.بی مفهوم و معنا

نفس می کشیدیم.کافی است تا یادمان اید که اگر زحمت هایت ،رنج و صبوری هایت نبود شاید امروز من

،کر بودم ،کور بودم ،لال بودم یا که راست بگویم شاید انسان نبودم .

 

اما تو به من معنای واقعی بودن اموختی و یادم دادی که هیچ چیز برای هیچ خلق نشده است .حتی تو

به من یاد دادی که انسان باشم .

هنوز یادم هست و می ماند که دست های کودکیم را به گرمی می فشردی و راه رفتن  و ایستادن در

گوشم زمه می کردی و اری این تنها تو بودی که گفتی باید در برابر رنج ها و گرفتاری ها استوار چون کوه

ایستاد .

راستی یادم هست ان روز ها که فلسفه ی شب و روز وگذشت فصل ها را زمزمه می کردی ،شاید ان روز

ها از درسهایت خنده ام می گرفت و بر تو خرده می گرفتم و یا شاید بازیگوشی های کودکیم مانع از ان

می شد که از تو تشکر کنم .اما امروز که به نام زیبایت مزین شده است با تمام وجودم که از تو معنا

گرفته است به خاطر تمام زحمت هایت تشکر می کنم .

نمی دانم که اگر تو نبودی من چگونه موسیقی ابشارها را با گوش و دلم می شنیدم.

اگر تو نبودی من چگونه زیبایی های بهار و دشتی پر از شقایق را حس می کردم .این تو بودی که لمس

کردن  شیرینی های زندگی را در جانم زنده کردی.و این توبود ی که یادم دادی عاشق شوم ،عاشق تمام

انسانها .

و این تنها تو بودی که می گفتی دخترم ،پسرم به کسی جز خدا تکیه نکن.و من چه می فهمیدم خدا

کیست؟ اگر تو با صدای دلنشینت کلمه ی زیبای مهربانی را برایم تفسیر نمی کردی و من مهربانی را از

تو یاد نمی گرفتم.چگونه ممکن بود من مهربانی خدارا،عظمتش را،قدرتش را و خداوندگاریش را  درک می

کردم.

روزها و هفته ها می گذشتند و تو برایم جای مادری مهربان بودی و جای پدری صبور .مادرم بودی و با

دردهایم درد می کشیدی ،پدرم بودی و باسختی های زندگی سختی می چشیدی .

نه تو برایم تنها معلم نبودی ،مادر نبودی ،پدر نبودی .تو زندگی من بودی !تو برایم فرشته ای زیبا و

مهربان بودی که با دست های مهربانت چون بال فرشته ها برایم سایبانی امن ساختی تا در این کویر

زندگی زیر افتاب سوزان نسوزم و همراه شن های صحرای زندگی به  سوی نابودی رهسپار نشوم.

من دیر راه رفتن می اموختم و ارام ارام قدم بر می داشتم و تو چقدر شکیبا بودی که با افتادنم روی زمین

خاکی می نشستی و بلندم می کردی و چون بلند می شدم دوباره و صد باره می افتادم و تو هر بار

مهربان تر از بار اول دستت را عصا می کردی و بلند می شدم .

درکش برایم مشکل است که تو تنها برای خدای و رضایش این همه زجر می کشیدی .هرچند یادم دادی

شیرین ترین لذت ها در رضا و خشنودی باری تعالاست.

حال نمی دانم تو را چه بنامم:

گل خوشبوی زندگیم که با حرفها یت چون عطر یاسمن ها به زندگیم بوی خوش زنده بودن بخشیدی ،یا

ستاره ات بنامم که در این اقیانوس متلاطم زندگی  راهنمایم بودی و مرا به ساحل امن و ارام خدایی

رساندی.

نه تو را خورشید زندگیم می نامم که گرما بخش زندگیم شده ای و امروز وجودم در این عالم وانفسایی

معنا گرفته است .

نه !نه!

تو کسی نیستی که در قالب این بی مفهوم ها قرار بگیرد !نه تو را نمی شود با این اسامی معنا کرد تو

در کالبد هیچ جمله ای نمی گنجی !

نه! تو را...... فقط(( معلم ))می نامم که تمام معنای دنیا را در خود جایی داده است .

مهربانم روزت مبارک

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در یکشنبه, 19 خرداد 1392 ساعت 13:13
  • اندازه قلم

نوشتن دیدگاه


درباره ی ریزه نیوز

 

وَ الْقَلَمِ وَ مَا يَسْطُرُونخداوند را شاکریم که نفسی دوباره داد تا شاید  به خود برگردیم.  این سایت به هیچ حزب و گروهی وابسته نیست . ما سعی می کنیم ، بهترین ها را نشر دهیم ، کلیپ های سیاسی و فرهنگی ، مطالب و یادداشت های اختصاصی ، تصاویر و طرح های زیبا و در کنار تمام این مطالب ، سعی بر آن داریم روستای ریزه که در کنار تمام زیبایی اش ناشناخته باقی مانده است و حتی اهالی روستا هم با تمام عظمت این روستای تاریخی را از یاد برده اند .