وقتی برای اولین بار سرم را تراشیدم

کاش کچل نمی شدم...

 

ریزه نیوز :بعد از اینکه وحشتناک ترین نامه ی دنیا به دستم رسید (این نامه را از اینجا بخوانید ) ترس و استرس بر من غلبه کرده بود و اینکه هر کسی حرفی از دوران سخت سربازی می گفت ، بیشتر مرا تحت تاثیر قرار می داد. هر چند سعی می کردم حفظ ظاهر کنم اما نمی شد ، چون رنگ رخسارم نشان از سر دورنم داشت ، گوشه نشین شده بودم و کم تر حرف می زدم و شوخی ها و خنده هایم خشک شده بودند .

 

روزها به سرعت می گذشتند و لحظه به لحظه به به تیر ماه نزدیک تر می شدم ، تاچشم بازکردم دیدم هفته آخر خرداد هم نزدیک به پایان است و باید رخت سفر ببندم ، اما چگونه می رفتم ، تمام خوشی ها اینجا بودند و نمی شد به این راحتی دل کند .

 

با تمام یاس و ناامیدی برای رفتن به آرایشگاه آماده شدم ، اما هر کاری می کردم نمی توانستم به این راحتی از موهایم بگذرم ، موهایی که یک عمر همیشه با من بودند .سرم را پایین انداخته بودم و ساعت ها توی شهر کوچکمان این طرف و آن طرف می رفتم و از کنار هر آرایشگاهی که می گذشتم ، با بغض عجیبی از کنار ش می گذشتم ، شب شده بود و من هنوز مو داشتم ...

 

شب که شد ، خوابم نمی برد ، تا پلک روی هم می گذاشتم آرایشگر غول پیکری جلویم ظاهر می شد که با قیچی و شانه اش مرا گوشه ای حبس می کرد و مو های نازم را ...خوابم نمی برد و تا صبح به خود می پیچیدم .انگار هزار شب گذشت تا صبح از راه رسید .

 

صبح جمعه بود و باید کار های مانده ام را انجام می دادم ، با دلی شکسته جلوی آینه یک مراسم خداحافظی برای موهایم برگزار کردم و رفتم ...

 

وایی تا چشم باز کردم روی صندلی آرایشگاه بودم !

 

آقا ، آقا چه مدلی ...؟

 

مدل ؟بتراش ، از ته بتراش !

 

صدای وز وز ماشین تا ته وجودم نفوذ می کرد و هر بار که موهایم از کنار صورتم بر زمین می ریختند، انگارعمرم به پایان می رسید ،دوست نداشتم سرم را بالا بگیرم و به آینه نگاه کنم !

 

از روی صندلی که بلند شدم اصلا نمی خواستم موهایم نازنینم را لگد کنم ، به آرامی از آرایشگاه بیرون رفتم !

حالا سرم شبیه یک هندوانه شده بود !

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در شنبه, 13 دی 1393 ساعت 14:02
  • اندازه قلم

نوشتن دیدگاه


درباره ی ریزه نیوز

 

وَ الْقَلَمِ وَ مَا يَسْطُرُونخداوند را شاکریم که نفسی دوباره داد تا شاید  به خود برگردیم.  این سایت به هیچ حزب و گروهی وابسته نیست . ما سعی می کنیم ، بهترین ها را نشر دهیم ، کلیپ های سیاسی و فرهنگی ، مطالب و یادداشت های اختصاصی ، تصاویر و طرح های زیبا و در کنار تمام این مطالب ، سعی بر آن داریم روستای ریزه که در کنار تمام زیبایی اش ناشناخته باقی مانده است و حتی اهالی روستا هم با تمام عظمت این روستای تاریخی را از یاد برده اند .