لحظه ی خداحافظی یک سرباز

وقتی برای اولین بار از پسرم جدا شدم .

ریزه نیوز : در پست های قبل خواندیم که سرانجام نامه ی اعزامم رسید و به ناچار برای اولین بار سرم را تراشیدم (از اینجا این دو پست را بخوانید) و آماده ی اعزام به خدمت شدم .

اما امروز با تمام دلواپسی ها از راه رسید و صبح زود با ناراحتی و اخم از خواب بیدار شدم. تا ساعتی دیگر قرار است با تمام خاطرات و خو شی ها بویژه پسر کوچکم خداحفظی کنم و تا معلوم نیست کی دوباره برگردم .

اضطراب عجیبی دارم ، حوصله ی هیچ کاری و هیچ چیزی را ندارم ، وسایلم را مجدد چک کردم تا چیزی جا نگذاشته باشم .

صبحانه ام فقط یک لیوان چایی سرد بود که با بی میلی تمام سر کشیدم و در حالی که بغض گلویم را می فشرد ، فقط سکوت کرده بودم هیچ حرفی نمی زدم .

خانه آرام بود و سکوت لعنتی همه جا را فرا گرفته بود و بغض گلویم را می فشرد ، چه می کردم ، عین دیوانه ها قدم می زدم ، می نشستم ، بلند می شدم و باز قدم...

نفس نفس می زدم و باور نمی کردم و نمی توانستم خودم را قانع کنم که باید بروم ، باید بروم ،به کجا به کدامین سو ، اصلا چرا باید بروم و از خانواده ام جدا شوم ...

کنار پسرم نشستم و دستان گرمش را به آرامی گرفته بودم و خیره شده بودم در صورت مظلومش ، با لبخند کودکانه اش انگار به وضعم می خندید، تحمل نگاهش را نداشتم که گویا اصرار می کرد که تا بمانم و تا لحظه ی راه رفتنش اولین کسی باشد که به او تکیه می کند ، اما هیچ چاره ای نداشتم ...

هنوز خیلی حرف داشتم که بوق ماشین که منتظرم بود تا با هم به بجنورد برویم روی تمام احساس دلتنگیم نمک پاشید و به یکباره از خود بی خود شدم و پسرم را محکم به سینه ام فشار می دادم و فقط می گفتم پسر نازم من و حلال کن ...

به آرامی از پله ها پایین می رفتم و جرات نمی کردم برگردم و به چشمان معصوم پسرم نگاه کنم .

در حالی که لحظه به لحظه دور می شدم ، اما هنوز دلم جا مانده بود و بغض گلویم را می فشرد و انگار می خواست خفه ام کند .

ببخشید از کجا بریم بش قارداش ...؟

سربازی؟

آره متاسفانه ...

همینه مستقیم برو ....


همراهان و همرزمان عزیز به زودی اتفاقات اعزام از بجنورد تا مرکز آموزشی 04 بیرجند را منتشر می کنم .

 

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در شنبه, 13 دی 1393 ساعت 13:07
  • اندازه قلم

نوشتن دیدگاه


درباره ی ریزه نیوز

 

وَ الْقَلَمِ وَ مَا يَسْطُرُونخداوند را شاکریم که نفسی دوباره داد تا شاید  به خود برگردیم.  این سایت به هیچ حزب و گروهی وابسته نیست . ما سعی می کنیم ، بهترین ها را نشر دهیم ، کلیپ های سیاسی و فرهنگی ، مطالب و یادداشت های اختصاصی ، تصاویر و طرح های زیبا و در کنار تمام این مطالب ، سعی بر آن داریم روستای ریزه که در کنار تمام زیبایی اش ناشناخته باقی مانده است و حتی اهالی روستا هم با تمام عظمت این روستای تاریخی را از یاد برده اند .