خواص بی بصیرت ننگی بر تاریخ

جا مانده ها هر گز به مقصد نمی رسند !

ریزه نیوز : بصیرت که نداشته باشی ، هر که خواهی باش ، با هرعقیده ای که باشی لحظه ای راه را گم می کنی و می شوی عبرتی برای آینده ها ...

آنگاه که خداوند دستور به گل ساختن آدمی داد و از گل و لایی متعفن ، موجودی در قالب انسان را ساختند و خداوند از روح خود در آن دمید ، ندا آمد که ای ملائک بر این تازه مخلوق به خاک بیفتید ، همه به امر باری تعالی به سجده افتادند ، اما ابلیس ، فرشته ی مقرب الله قد خم نکرد و با تمام سالهایی که در برابر الله به سجده افتاده بود گردن کشی کرد و برای اصلاح قانون خدا ، به اعتراض بر خواست و رو به انس ، گفت : این تازه مخلوقت از خاک و گل است و من از آتش پاکم ، چگونه با تمام عبادتی هایی که به درگاه تو کرده ام ، به سجده بیفتم ، چون گردن کشی در برابر رب کرد ، فرمان آمد ای شیطان تو از درگاه ما اخراجی ! و خداوند فرشته ای را که ساله های سال عبادت خالصانه داشت ، برای همیشه تردش کرد و شیطان شد رجیم ! چون هنوز به این درجه اگاهی نرسیده بود که مخلوق در برابر خالق هر مرتبه ای داشته باشد باید فقط فرمان بردار باشد .

انسان با تمام شکوهش در بهشت برین شروع به زندگی کرد ، اما در لحظه ای ، فریب شیطان خورد و فتنه ی شیطانی را تشخیص نداد و فرمان خدا را به بادی فراموشی سپرد  و از بهشت اخراج شد !

آدم و حوا که آمدند ، فتنه ای در کار نبود ، اما چون تعداد آدمی بیشتر شد ، دوباره برادر کشی به پا کرد ، شیطان دوباره فتنه ها را آغاز کرد !

شیطان

سالها فتنه و فتنه گری بود تا به نوح هزار ساله که رسیدیم ، پسر پیغمبر خدا ، فریب دنیا و ثروتش را خورد و شروع به گردن کشی کرد و کوهی را به کشتی نجاتش ترجیح داد و او هر گز نمی دانست که هیچ کوهی پیدا نخواهد کرد که در برابر معشیت الهی گردن راست کند و استوار بماند !

شاید با تمام این داستان ها کسی باور نمی کرد ، فتنه ها در زمان موسی هم به اوج خود برسند ، و بنی اسرائیل در حالی که موسی تنها زمان کوتاهی به کوه رفته بود  ،  دست به نافرمانی و گردنکشی و طغیان بزنند  و موسی از کوه بازنگشته ، بنی اسرائیل کافر به الله  شوند!

هر چه زمان می گذشت و تاریخ قطور تر می شد ، فتنه ها پررنگ تر می شدند تا انجا که به عیسی بن مریم می رسی ، از حواریون ، نزدیک ترین یاران آن حضرت دست به دست فتنه گران یهودی می دهد و تنها به خاط چند سکه عیسی را می فروشد !

و چون تعداد پیامبران به چندین هزار نفر رسید و هرگز فتنه گری از بین نرفت ، در میان اعراب پیامبری از رحمت آمد ، پیامبر خاتم و دین خاتم ، اما با امدن محمد (ص) فتنه ها به اوج خود رسید !

یک طرف قریش بودند و ابولهب و ابوجهل ، ابوسفیان و یهودیان ، یک طرف هم یاران پیامبر ، اما این فتنه گران دنیا پرست جاه و مقام طلب بودند که هر روز فتنه ای به راه می انداختند و انگاه که نبی هم از میان قوم رفت ، فتنه ها علنی شدند ، گوشه ای تمام دین رسول را مصادره کردند!

چون وقت ها به اتمام رسید و نوبت علی شد آنانکه لقت شمشیر اسلام یدک می کشیدند ، فتنه به راه انداختند و سوار بر جمل ، جنگ جمل به راه انداخته ، با دروغ پیراهنی خونی ، میان اسلام جنگ به راه افتاد ! یک طرف مولا بود یک طرف پیراهنی از جنس خون ، مردان زمان به کدام سو می رفتند ، علی یا جمل ، پس عده ای همینجا اسیر فتنه ی شتر شدند و دل از ولی کندند و جنگ جمل به راه انداختند !

انان که در جمل ؛ میان کوچه ها بین رفتن و نرفتن دو دل بودند ، در صفین و نهروان ، با تمام اصرار علی امدند ، اینجا شمر هم بود ! کوفیان هم بودند ! همه بودند ! اما افسوس یک چیز میان سپاه علی کم بود

آنگاه که با حیله ی عمروعاص قران ها بر سر نیزه ها رفتند ، خیلی ها که بصیرت نداشتند اسیر فتنه ی سپاه معاویه شدند و بر قران ناطق شمشیر کشیدند و در حالی که دوقدم تا بر چیدن فتنه بود ، فتنه گران قومی به نام خوارج به راه انداختند و این بود که همان خواص بی بصیرت که غرق در سجده بودند ، علی را در سحرگاهی ....!

فتنه ها هر روز رنگی تر می شدند و بصیرت کم رنگ و کم رنگ تر می شد !

وقتی که سپاه حسن (ع) با کلی امید آماده ی راهی جنگ با مادر فتنه ها شد ، کسی باورش نمی شد ، کیسه های زر و فتنه ی عمروعاص کاری کند که از تمام سپاه فرزند زهرا فقط تنهاترین سردار تاریخ بماند و با پراکنده شدن نیروهای بی بصیرت ، مولا تسلیم شود ...!

خواص با بصیرت یکی یکی به شهادت رسیدند !

حال حسین مانده بود و یزید !

اما امام نمی توانست با یک بوزینه باز مشروب خوار بیعت کند ، پس چاره ای جز مبارزه ی با یزید نبود ، وقتی امام به راه افتاد کوفیان یکی یکی هزاران نامه قطار کردند و اعلام امادگی برای مبارزه !

مگر می شود کوفی باشی و به تو اعتماد کرد ؟

 پس مسلم به کوفه رسید ! فوج به فوج به دیدار فرستاده ی حسین بن علی امدند ، نماز به پا داشتند و همراه مسلم عهد بستند که با نوه ی رسول الله خواهند بود !

اما وقتی فتنه های پسر مرجانه ، سراسر کوفه را گرفتند ، مسلم ماند و مسلم !

کوفیان تمام اعتقادات خود را یا به دو دینار فروختند و یا از ترس در گوشه ای نشستند و گروهی به یزیدیان پیوستند و خواص کوفه هم بین رفتن به کربلا و نرفتن شیر خط انداختند و بین رفتن و ماندن ، دو دل ، سرانجام ماندند تا سر حسین بر نیزه ها رفت  و شمر که روزی از سرداران علی (ع) بود ، شد ننگی در تاریخ !

 زینب کبری به  اسارت در آمد !

 هنوز هم خواص سکوت کرده بودند و در سجده و رکوع و وقتی کار یزیدیان در کربلا به پایان رسید توابین به راه افتادند و چقدر کسانی که بصیرت ندارند همیشه دیر می رسند !

تاریخ ماند ، جمل  ، صفین و نهروان ، عاشورا ماند تا به همین چند دهه ی پیش رسیدیم !

هنوز هم کوفیان بودند ، همان قومی که برای مصدق کف می زدند و مرید کاشانی بودند ، در عملیات آژاکس اسیر فتنه ها شدند و بر مصدق و دولتش به خیابان ها ریختند و پایان دولت مصدق هم با کودتای ننگین فتنه گران داخلی و غربی ها بود !

به سال 57 که می رسیم ، یکی یکی ما هم در دل تاریخ متولد می شویم !

انقلاب که با خون هزاران شهید سروسامان می گیرد ، عده ای محو روشنفکری می شوند و احساس می کنند نابغه ی عالم هستی هستند و چنان به بنی صدر ایمان پیدا می کنند که خیابان های تهران را به آتش می کشند ! باز هم کم نیستند کسانی که راه را گم می کنند و بین حق و باطل سرگردان می شوند !

بنی صدر که خلع می شود ، جنگ با حضور جوانانی  که اوج بصیرت و ایمان بودند به پایان می رسد ، گویا تاریخ از نوع آغاز می شود !

اما همیشه تا حق بوده است در کنارش باطل و فتنه ها هم بوده اند ، پس در دولت اصلاح طلب  و گفت گوهای تمدن ها دوباره کوفیان از هر سمت می رسند ، 18 تیر به راه می اندازند و خواص و سیاسیون ، سکوت می کنند و بعدها شاید در اعماق وجودشان می شوند توابین !

با تمام مشکلات دوباره فتنه ها پایان می پذیرد ، تا اینکه عده ای بی خدای  شیطان پرست ، بازندها ی انتخابات ، فتنه ای رنگین و ننگین به راه می اندازند ، قران ها که دوباره بر سر نیزه ها می رود ، کوفیان دو دل می شوند ، ابوموسی اشعری ها گول عمروعاص می خورند و تهران می شود کوفه ی زمان !

کروبی و موسوی چشم بسته به راه می افتند و با آتش افروزی و دخالت های غرب ، می شوند مهره ی اسرائیلی ها ، آمریکا و انگلیسی ها ، خواص هم یا سکوت می کنند یا تمام وجودشان را به حراج می گذارند تا به مقام و دنیا برسند !

دوباره عاشورا از راه می رسد و یزیدیان غوغا بر پا می کنند ، شمریان بی حیا از نسل قومی سگ پرست ، حتی به بیرق علمدار بی دست هم رحم نمی کنند !

عده ای بی بصیرت گول می خورند و برای همیشه در تاریخ انقلاب اسلامی با نامی ننگین می مانند   و تا ابد از یزیدیان قلمداد خواهند شد !

آری برادر اگر بصیرت داشته باشی می شوی ابوذر ، در سخت ترین شرایط هم با مولایت می مانی !

آری برادر اگر بصریت داشته باشی ، می شوی عمار ، در بد ترین شرایط و در حالی که فتنه ها تا قلب ها نفوذ می کنند  تو در دفاع از ولایت دو دل نمی شوی و دنیایت را به دو کیسه زر هر گز نمی فروشی !

و وقتی که رهبرت می گوید ، عمار ها کجا هستند تو با افتخار بر خواهی خواست و با تمام وجودت فریاد می زنی  :

منم عمار تو مولا...

عمار توام

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در پنج شنبه, 16 بهمن 1393 ساعت 18:11
  • اندازه قلم

نوشتن دیدگاه


فیلم های ریزه نیوز

درباره ی ریزه نیوز

 

وَ الْقَلَمِ وَ مَا يَسْطُرُونخداوند را شاکریم که نفسی دوباره داد تا شاید  به خود برگردیم.  این سایت به هیچ حزب و گروهی وابسته نیست . ما سعی می کنیم ، بهترین ها را نشر دهیم ، کلیپ های سیاسی و فرهنگی ، مطالب و یادداشت های اختصاصی ، تصاویر و طرح های زیبا و در کنار تمام این مطالب ، سعی بر آن داریم روستای ریزه که در کنار تمام زیبایی اش ناشناخته باقی مانده است و حتی اهالی روستا هم با تمام عظمت این روستای تاریخی را از یاد برده اند .